دسته‌بندی نشده

درآمدهای میلیاردی محمدحسین رفسنجانی بیسواد

کسانی که کسب و کارشان در این چند ساله ضعیف شده حتماً بخوانند

محمدحسین رفسنجانی ۲۳ ساله که بیسواد است، گفت تمام درآمدهای میلیاردی‌اش در دوسال گذشته حلال بوده است.

محمد حسین ۲۳ ساله که ما در اینجا به اختصار م.ه از او یاد می‌کنیم در سال ۱۳۷۵ در علی صدر همدان متولد شد. تحصیلات را تا دوم دبستان رها کرد و از ۱۰ سالگی به هنر نجاری و منبت کاری مشغول گردید. این جوان با استعداد در ۱۹ سالگی در شرق تهران یک مبل سازی کوچک زد و تا یکسال به شدت زیر بار قسط و قرض و بدهی رفت تا جایی که اعتیاد شدید به موادهای صنعتی پیدا کرد و به گفته خودش در روز تا ۱۹ ساعت در کارگاه مشغول کار بود.

چطوری با طراحی یک سایت میلیاردر شویم؟

در ادامه میخوانید که:

اون دختر ۳۳ ساله گولم زد

عکس هاشو ترانه پخش کرد

به این نتیجه رسیدم اختلاص بهترین راه پول درآوردنه

اولین ۱۰۰ میلیون زندگیم

چندتا از رقیب هامو کاملا قانونی از بین بردم

اون دختر ۳۳ ساله گولم زد

به گفته خود  یک روز که برای انجام کار اداری در راهرو به انتظار نشسته بود با منشی آنجا آشنا و به شدت به او علاقمند شد. الان که داریم با هم صحبت می‌کنیم یه لبخندی میزنه و به شوخی میگه “خنده‌های ترانه ۱۴ سال کوچیکترش می‌کرد و همسن من می‌شد، با خنده هاش گولم زد و خودش رو بهم انداخت” اما اشک تو چشماش حلقه میزنه و میگه فرشته زندگی منه این دختر. ترانه متولد ۱۳۶۱ هست و ۱۴ سال از م.ه بزرگتره.

اولین شرطی که ترانه گذاشت ترک مواد بود. اما بهانه “انرژی زیاد برای سخت کار کردن” نمیذاشت که قبول کنم. تا آخر ترانه میخ خودش رو کوبید. گفت یا من یا مواد. از اونجا بود که بصورت جدی به دنبال ترک مواد رفت. هنوز ۳ ماه از آشنایی با ترانه نگذاشته بود که به کل مواد رو ترک کرد.

عکس هاشو ترانه پخش کرد

ترانه بعد ازینکه دید م.ه واقعاً بخاطرش به سراغ ترک موادرفت و واقعاً سر قولش موند با پدرش در این رابطه صحبت کرد و اجازه داد که به خاستگاری بیاید. فردای روز خاستگاری ترانه همراه با پدرش به کارگاه مبل سازی رفتند و به نقل از پدر ترانه “اون واقعاً هنرمند بود منبت کاری هاش عین نقاشی‌های کمال الملک دوست داشتنی بودند”

ترانه از یک سری کارا عکس گرفته بود و وقتی با خواهرش داشت در رابطه با همسر آینده‌اش صحبت می‌کرد عکس‌های کارگاه رو هم نشون می‌داد. لا به لای یکی از عکس‌ها، شوهر خواهر ترانه از یک مبل خوشش اومد و از طریق ترانه اقدام به خرید کرد. بعد از این ماجرا ترانه پیشنهاد داد که چقدرعالی می‌شد اگه همه اینقدر راحت کارهاتو می‌دیدن و اقدام به خرید می‌کردند.

حدود ۲ هفته بعد ازین ماجرا، ترانه دو تا از عکس‌های کارهای همسرشو تو اینستاگرام خودش که خصوصی بود و کلاً ۱۰۸ تا فالوور داشت پخش کرد. بعد چند ساعت ۲ نفر از آشناهای ترانه گفتند که مبلمان خونشون نیاز به تعمیرات داره و یکی دیگه گفت که میخواد مبل‌ها شو تعویض کنه. همین چند مورد کوچیک جرقه‌ای شد تو ذهن ترانه، یک اینستاگرام زد و به م.ه زنگ زد و گفت از بهترین کارهات عکس بفرست. عکس‌هایی که فرستاده شد کیفیت بالایی نداشتند اما هنر توشون پیدا بود. همین باعث شد که دونه دونه سفارشات از راه اینستاگرام شروع شه.

به این نتیجه رسیدم اختلاص بهترین راه پول درآوردنه

تعداد سفارشات از اینستاگرام به قدری نبود که به زندگی شون کمک کنه، از طرفی هم عملکرد م.ه بخاطر ترک مواد به شدت کم شده بود. ترانه میگه یکبار که نشسته بودیم داشتیم باهم چایی می‌خوردیم من با شوق وذوق داشتم از کار توی اینستاگرام حرف می‌زدم ولی م.ه می‌گفت با این همه زجری که کشیدم به این نتیجه رسیدم واقعاً تها راه پول درآوردن اختلاصه. ترانه می‌خواست با تمام وجود به همسرش ثابت کنه که این هنر نباید تو یه کارگاه اینطور زیر فشار له بشه.

حالا دوست عزیزی که داری این متن رو میخونی، چون تا انیجا خوندی و اگه یکم با م.ه حس همدردی کردی، میتونی بگی که هنرهای خودت چقدر ناددیه گرفته شده؟ و اگه یک تریبون بود که کار شما رو رونمایی می‌کرد چقدر جایگاه بالاتر و بهتری نسبت به الان داشتی؟ حتما نظر خودت رو در قیمت نظرات بنویس

اولین ۱۰۰ میلیون زندگیم

م.ه تصمیم گرفت تمرکز اصلی خودشو بذاره بیشتر روی کارهای هنری. ترانه هم سبک تبلیغات تو اینستاگرام رو با مشورت یک دیجیتال مارکتر (طراح‌های سایت با تجربه در زمینه فروش های اینترنتی) تغییر داد. اینطوری شد که در آمدشون از اینستاگرام که ماهی ۸۰۰ ۹۰۰ هزار تومن بود به ماهی ۹ ۱۰ تومن رسید. م.ه کم کم شروع کرد به تصفیه کردن قرض وبدهی هاش.

اما اصل کار زمانی بود که م.ه وقتی طمع کار به صورت اینترنتی تو اینستاگرام رو چشید، با یک طراح سایت قرارداد طراحی سایت بست و با خودش طی کرد که یکسال تمام تلاشش رو بکنه و اگه نتیجه گرفت که عالیه و اگه نگرفت خب حداقل میدونه نهایت تلاشش رو کرده و بیکار ننشسته.

بعد از ۶ ماه کار روی سایت، در برج هشتم م.ه اولین رکورد باورنکردنی خودش رو زد. اون در این ماه ۱۰۰ میلیون فروش داشت و همه هم از طریق سایت. درحالیکه در مغازه و کارگاه کمتر از ۳ تومن در ماه درآورده بود.

با شروع این اتفاق مغازه رو جمع کرد و کارگاه خودش رو باچندین برابر کردن نیروها گسترش داد. امروز که این مصاحبه انجام شد اون در ماه بیش از ۷۰۰ میلیون درآمد داره.

ازینجا به بعد از زبون خود م.ه ادامه داره:

تجربیات تلخ در این راه

از زبون خود ح.ه:” این داستان اصلاً ساده نبود، تا ۶ ۷ ماه اول فقط داشتم روی سایت هزینه می‌کردم و وقت میذاشتم. اما به چشم یک مغازه و یک شعبه جدید بهش نگاه کردم. گفتم همونطوری که یک مغازه هزینه پیشداره اجاره داره آب و برق و …. این هم همینطور. ضمن اینکه این مدت دوران خاک خوری حساب میشه.

اما از برج پنجم اولین فروش‌ها شروع شد. اونموقع بود که به سرعت پول خودش که دراومد هیچ، باعث شد مغازه رو ببندم و کلاً یه شعبه داشته باشم. شعبه‌ای که از کل ایران و دنیا بهش دسترسی دارن و بهم سفارش میدن”

یکسری مشکلات هم بود که مثلاً ۳ هفته اینترنت کل کشور قطع شد و کار یکم خوابید البته اهمیت چندانی برای ما نداشت، به شکل یک استراحت بین کار بهش نگاه کردیم. الان می‌بینیم که کرونا کل دنیا فرا رو گرفته اما ما در کمال آرامش داریم از راه دور می‌فروشیم، سفارش می‌گیریم، کار می‌فرستم و ….

بیشترین افسوسم

بیشترین افسوسم این نیست که چرا معتاد شدم، یا چرا درس نخوندم، یا ….

بیشتر ازین افسوس می‌خورم گاهی، که چرا زودتر سراغ این داستانای سایت و … نرفتم و چرا سوادم رو تو این زمینه بیشتر نکردم.

چندتا از رقیب هامو قانونی از بین بردم

تو این راه اولاش همه میگن کلی رقیب داری و فلان سایت هست و …. ولی به نتیجه‌ای که رسیدم این بود که یا من باید اینارو بکشم که خب هم سخته هم دردسر داره و هم انسانی نیست و پلیس میاد و …. یا باید تو این مسابقه ازونها بهتر می‌شدم.

به قول طراح سایتم می‌گفت این داستان عین رقابت بین دونده‌های مسابقه هست، هرکسی بیشتر تلاش کنه بالاتر میاد تو گوگل. چرا باید بالاتر باشیم تو گوگل؟ چون کسی که دنبال مبلمان اداری هست میاد تو گوگل مینویسه مثلاً فروش مبلمان اداری اقساط و وقتی گوگل اولین گزینه سایت من رو بهش پیشنهاد میده بنابراین دست مشتری رو گرفته و گذاشته تو دست من.

البته طراح سایت باید خیلی نکات رورعایت کنه، مثلاً باید از نظر گوگل سایت استاندارد باشه یعنی چی استاندارد؟ یعنی کدهای اضافی تو سایت نباشه منوها مرتب باشه و …..

از طرف دیگه وقتی گوگل کسی رو میاره توسایت عین مغازه واقعی میمونه. مشتری میاد تو مغازه همون لحظه نمیخره که، ما باید بریم بالا سرش به دوری بزنیم نزدیکش ۴ تا کار بهش نشون بدیم و ….. اگه این موارد تو سایت رعایت نشده باشه مشتری میپره که همه اینها هم کار طراح سایت با تجربه هست که از اول تا الان با شرکت پولین اد تو این زمینه داریم همکاری می‌کنیم و یک قرارداد ۵ ساله بستیم.

چرا با ما (پولین‌اَد) قرارداد ۵ ساله بستین؟  این سئوال رو میپرسم که جنبه تبلیغ هم برای ما داره اما م.ه بدون توجه میگه: “من وقتی با یکی از کارشناس های شما صحبت کردم دیدم صادقانه گفت ما الان ۳ ساله داریم کار میکنیم و کلا ۲۹ تا مشتری داریم. خیلی تعجب کردم گفتم الان میگه تو این ۳ سال ۳ هزارتا مشتری داریم ولی صادقانه گفت ۲۹ تا !!! اینقدر تعجب کردم که پرسیدم خب ایراد کارتون چیه که تو ۳ سال فقط ۲۹ تا مشتری دارین یعنی ماهی هم یدونه مشتری میگرفتین مشد ۳۶ تا؟ گفت این ایراد نیست بلکه برای این موضوع ۵ دلیل محکم داریم که

۱.  ما با هرکسی کار نمیکنیم، مشتری های ما گلچین شدن و ما اتفاقا سعی میکنیم تعداد کمی مشتری بگیریم اما متمرکز روی همون ها کار کنیم تا بهترین نتیجه رو بگیرن.

۲. هرچقدر تعداد مشتریامون کمتر باشه بهتر میتونیم پشتیبانی کنیم. بنابراین پشتیبانی ما بی رقیب هست تو این زمینه.

۳. ما وقتمون رو با جنگیدن سر تعداد تلف نمیکنیم، ما فقط روی نتیجه تمرکز داریم.

۴. زیر بار هر تعهدی نمیریم که فقط کار بگیریم از مشتری ها، چون مشتری اگه راضی نباشه هم پولش حلال نیست و هم دیگه با ما تمدید نمیکنه و هم میره پیش دیگران تبلیغ منفی میکنه. بنابراین هر قولی میدیم ۱۰۰% بهش پایبند میمونیم.

۵. ما فقط سایت طراحی نمیکنیم، بلکه به مشتریان خودمون یک نقشه استراتژی ۶ ماهه میدیم که روی سایت و دیجیتال مارکتینگشون با یک پلن حساب شده جلو برن.

من وقتی سایتم راه اندازی شد کلا ۹ تا رقیب داشتم که ۶ تا شون از رقبای جدی من هستند و من با طراحی خوب و چیدن استراتژی هایی که طراح سایتم بهم پیشنهاد میداد مثل طرح های ۳ بعدی و …. تونستم بصورت خیلی نرم و سریع اونها رو کنار بزنم و تو بازار خودم از بین بردمشون.

سایت نزنید اگه این ۴ خصوصیت رو ندارید

بهتون پیشنهاد می‌کنم سمت سایت نرید اگه این ۴ تا مورد رو نمیدونید. چون مثل باجناق بنده که تو کار فروش مانتو شال و روسری هست نا امید میشید:

tik اگه حوصله گشتن و پیدا کردن یک طراح مناسب و با تجربه رو ندارید.

tik اگه برای سایت هزینه کردن سخت هست براتون. و دید یک شعبه جدید رو بهش ندارید.

tik اگه حداقل روزی ۲ ساعت برای سایت تون نمی‌تونید وقت بذارید.

tik اگه انتظار دارید سایت تو یک بازه زمانی خاصی مثلاً تو ۳ ۴ ماه پول دربیاره براتون.

همین الان اگه بخوام برگردم به گذشته کمتر از ۲۰۰ میلیون هزینه سایت نمیکنم و حداقل روزی کمتر از ۶ ساعت وقت نمیذارم براش

شاید بهونه بیارید که پول ندارم یا وقت ندارم، خب دوست عزیز اگه:

  • یکی از بستگان شما (خدایی نکرده) برای یک عمل خیلی مهم نیاز  به پول و مراقبت داشت بازهم همین حرف رو میزدید؟
  • نمیرفتید قرض کنید؟
  • واام نمیگرفتید؟
  • وسائل مثل خونه ماشین گوشی موبایل و …. رو نمی‌فروختید؟
  • یسری از کارهاتونو تعطیل نمی‌کردید و وقت باز نمی‌کردید؟

لطفا این بهونه ها رو کنار بذارید و یک سد خیالی جلو موفقیت خودتون درست نکنید.

با این همه رقیب چه کنیم؟

واقعاً الان تو همه چیز به صورت آنلاین هم دیگه رقیب وجود داره. از فروش لپ تاپ گرفته تا ماهی و …. خب ما بین این همه رقیب گم میشیم که. اما نترسید هیچکس قرار نیست جای شما رو بگیره. چرا؟ حداقل به دو دلیل:

توی جنگلی که شیر نباشه روباه سلطان جنگل میشه. بنابراین مطمئن باشید تو بازار کار شما هنوز شیری وارد نشده و روباه‌ها دارن بازار رو میچرخونن. پس راه حل چیه؟ باید هرچه زودتر دست به کار بشید و خودتون رو وارد این رقابت کنید. اگه خودتون کارتون خوب باشه و طراح سایت خوبی هم داشته باشین قطعاً میتونین رتبه بالایی بگیرین.

اگه به کار خودتون مطمئن هستین پس قطعاً جای شما خالیه. چرا؟ چون همین الان شما برید تو یه محلی مثلاً میدون ولیعصر تهران، ببینید چندتا رستوران وفست فودی دارن کار می‌کنند. اما بین این همه بنظرتون هنوز هم جای یک رستوران خوب خالی نیست؟ این میتونه جای شما باشه.

حالا ما چیکار میتونیم بکنیم؟

اگه تا اینجای داستان رو خوندید و شماهم قبول دارید که الان شکل کسب و کارها کلاً عوض شده، قطعاً شما هم صاحب یک کسب و کار هستید و می‌خواهید مثل م.ه پیشرفت کنید. پس ما می‌خواهیم بهتون کمک کنیم و اول از همه یک مشاوره به شما بدم که اصلاً نیاز به سایت دارید یا اینستاگرام یا کانال تلگرام یا ….

حتما به صفحه زیر سر بزنید

 

توجه: به خاظر مسائل شخصی آقای م.ه راضی به آوردن اسمشان نبودند. نام در نظر گرفته شده برای این شخص یک نام مستعار است و هیچ ربطی به هیچ یک از گروها، مذاهب و …. ندارد و صرفاً این زندگی نامه جنبه آموزشی دارد.

مطالب مشابه

دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست