تجربه های برنامه نویسینکات مهم برنامه نویسی

آیا برنامه نویسان مهاجرت کنند یا نه؟

این پست رو می خوام به دو قسمت تقسیم کنم قسمت اول داستان یک برنامه نویسی هست که داره دو سال برنامه نویسی را به صورت حرفه‌ای در ایران دنبال میکنه و شخص دیگری که در مونیخ آلمان مشغول برنامه نویسی است.

در قفس ایران

داستان واقعی هست و هر دوی آنها از شاگردان خودم هستند. شخص اول که اسم کوچیکش محمدجواد هست و در ایران به صورت فریلسنری مشغول به کار هست رو میگم براتون. این بنده خدا الان بعد از ۲ سال فریلسنری درآمدی ثابتی ندارد اما بین یک و نیم الی ۴ تومان در ماه از طریق پروژه و ریز پروژه درآمد دارد.

از تفریحاتش میتونم براتون بگم که چون به صورت تنهایی کار میکنه در هفته بیشتر از یک روز نمی تونه تفریح داشته باشه و خیلی وقتا به گفته خودش تفریحاتش به پارک آب و آتش بره یا سینما یا با دوستای دوره دبیرستانش در پارک قرار بگذارند و به رستوران کافه برن. با تماسی که همین ۱ ساعت پیش باهاش داشتم عمده تفریحاتش رو همین سه کار تشکیل میده.

بیشتر درآمدش روهم پس انداز کرده بود که باهاش یه ماشین بخره منتها در همین تماس تلفنی به من گفت که الان با همون پس اندازش ماشین دست دوم هم به سختی میتونه پیدا کنه. و گذشته از این موارد به خاطر این که خدمت نرفته نمیتونه جایی استخدام بشه و یا بیمه داشته باشه.

وقتی ازش پرسیدم چرا خدمت نمیری متوجه شدم که هم دید درستی نسبت به خدمت نداره و هم ترس از این داره که دو سال بعد برای یک برنامه نویس در ایران آینده بسیار نامعلومی در انتظارش هست.

در این باره خودم یک موضوع رو بگم که من وقتی خدمت رفتنم پراید ۱۲ میلیون بود. خدمتم تموم شد، شده بود ۸۹ میلیون. از این بابت بهش حق میدم.

سختی‌هایی که این شخص متحمل میشه رو بررسی کردیم ولی من بهتون درباره خوبی‌های کار توی ایران هم بگم یکی. تا الان این بنده خدا نه مالیاتی داده نه عوارضی نه دارایی شهرداری و … هیچ چیز دیگه. برای خودش پروژه می گیره.

بهشتی برای برنامه نویسان در آلمان

حالا بریم سراغ امیرحسین که از خدمت معاف بود به خاطر بیماری و هم دوره محمد جواد هست.

امیرحسین تابستون سال  ۹۴ که با  من کلاس برنامه نویسی را شروع کرده بود برای ویزای کاری در آلمان درخواست داده بود و طی یک پروسه پیچیده (که البته آنچنان هم پیچیده نیست در این مقاله بهتون یاد میدم چطور شما هم به راحتی یک ویزای کاری در آلمان برای حرفه برنامه نویسی بگیرید) تونسته بود در سال ۹۶ استارت مهاجرت را بزنه.

الان که با هم در فیسبوک در تماس هستیم از شروع روند کاری‌اش برام تعریف کرد که وقتی صبح به به شرکت میره تا زمانی که شب میخواد بخوابه. واقعاً چقدر نسبت به محمد جواد کمتر زحمت میکشه و بیشتر تفریح میکنه. با بازدهی تقریباً یکسانی دارند ولی از زندگیش بیشتر راضی هست.

رضایت رو اگه بخوام بگم این هست که امنیت شغلی داره. به عنوان یک متخصص برنامه نویس بسیار احترام داره. تفریحات بسیار زیادی رو تجربه میکنه و موارد دیگه که سعی می‌کنم یک بار چندتا فیلم اگه شد بگم بفرسته تا ضمیمه همین پست بکنم

نتیجه گیری

نتیجه گیری که می خوام بکنم این نیست که برنامه نویس ها در ایران به مشکلات خوردن یا زندگی سختی دارن. حتی نمیخوام بگم که از ایران برید مهاجرت کنید یا سخت‌تر تلاش کنید تا بهتر نتیجه بگیرید و موارد این چنینی. تو این مقایسه فقط یک چیز باعث برتری اشخاص نسبت به هم هست. همین که چه هدفی دارند و چقدر برای رسیدن به این هدف مصمم هستند و چقدر پشتکار از خودشون نشون میدن.

مطالب مشابه

دیدگاه

۲ دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست