نکات مهم برنامه نویسی

چگونه برنامه نویسان موفق به هرچی بخواهند می‌رسند + ۲ تکنیک ۲ مرحله‌ای

اگر بخواهیم برای موفقیت بین برنامه نویس ها یک استاندارد تعریف کنیم من ترجیح می‌دهم از کلمه بیل‌گیتس استفاده کنم. یعنی اینکه اگر شخصی به یک درجه از موفقیت رسیده و یا یک سری استانداردهایی را به دست آورده پس این شخص به مرحله بیل گیتس شدن رسیده.

خوب حالا چطور می‌شود که این شخصی که بیل گیتس شده است به همچنین مرحله‌ای می‌رسد و بعد از این مورد می‌تواند به مراحل دیگه ای هم که می‌خواهد برسد؟

مثلاً مثل برنامه نویسی که یک مدیر بسیار خوب است، و یا یک برنامه نویسی که بازاریاب بسیار خوب است. و این طوری شما شاید از این اشخاص که به این استاندارد رسیده‌اند بپرسید چطور می‌توانید فرصت کنید که هم در برنامه‌نویسی خوب باشید و هم انقدر در مدیریت خوب باشیم؟

البته این نکاتی که می‌خواهم به آن یاد هم در اکثر کسب و کارها قابل استفاده است و محدود به حرفه‌ای ما توسعه دهنده‌ها نیست.

در دو تکنیک دو مرحله‌ای یاد بگیرید که به هر چیزی که می‌خواهید و به هر استانداردی که دوست دارید برسید

تکنیک اول یادگیری هست، یعنی شما بتوانید به خوبی یاد بگیرید و یادگیرنده خوبی باشید.  حالا در دو مرحله می‌خواهیم یاد بگیریم که چطور یادگیرنده خوبی باشیم؟

در  مرحله اول این هست که ما چیزهایی که از قبل بلد هستیم رو کنار بذاریم. یعنی ظرف ذهنی‌مان رو از اون مطلب خالی کنیم. چون ذهنمون سراغ یک چاله‌ای می‌رود با عنوان “این رو که خب بلد هستنم”.

در مرحله دوم بررسی واقعیت این موضوع است. من اگر به شما بگویم که ماست رنگش خاکستری هست شما قبول می‌کنید اگر بخواهید از این تکنیک استفاده کنید که بهتون یاد دادم. خوب مثلاً ما باید قبول کنیم چون گفتم اطلاعات قبلی رو کنار بذاریم ولی در مرحله دوم باید صحت اطلاعات را بسنجیم و قضاوت هم در این مورد با ما نیست بلکه به سراغ حقیقت برویم و در صورتی هم که نتوانستیم به صورت ثابت شده حقیقت را پیدا کنیم روی خودمان تست می‌کنیم.

ببینید یک حقیقتی این هست که اگر یک موضوع احمقانه را حتی ۲۰۰ میلیون انسان بگویند درست است باز هم یک موضوع احمقانه است بنابراین به نظر من به دنبال اثبات دیگران زیاد نگردید و بیشتر اثبات خودتون رو قبول داشته باشید.

تکنیک دوم برای اینکه بتوانید به هر چیزی که می‌خواهی برسید این هست که حتماً یادگیری را قطع نکنید و این یادگیری باید تداوم داشته باشد اما دو مرحله یادگیری چی هست؟

در مرحله اول شما باید در هر مقطعی که هستید یک مربی و راهنما داشته باشید، چرا می گویند در هر مقطعی که هستید؟

یک شخصی که زمین خورده را چه کسی بلند می‌کند؟ کسی که ایستاده است و کسی که ایستاده است را کی تشویق به قدم برداشتن می‌کند؟ کسی که دارد راه می‌رود. پس هر مقطعی ما نیاز به یک مربی و راهنما مخصوص اون موقعیت داریم.

در مرحله دوم شما نیاز به یک الگو دارید. کسی که الان از از زمین خوردن به مرحله دویدن رسیده است. وقتی هم که شما به مرحله دویدن رسیدید باید یک الگو به صورت موازی و یا هم راستای خودتون پیدا کنید.

با این چند تکنیک ساده شما می‌توانید به هر چیزی که دوست دارید برسید فقط تنها مسئله‌ای که وجود دارد محدودیتی است که زمان برای ما ایجاد کرده.

مطالب مشابه

دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست