نکات مهم برنامه نویسی

آمارهای دلخراش و تاسف‌برانگیز برنامه نویسان

در پیج اینستاگرام مون چند روز پیش یک پست منتشر کردم که به اشاره چند آمار دلخراش در دنیای برنامه نویسی پرداختم. در رابطه با این موضوع چون در یک پست اینستاگرام نمی‌شد بیشتر توضیح داد تصمیم گرفتم که در سایت یک پست رو به این مطلب اختصاص بدم.

 ولی اصل ماجرا چی هست

اینکه اولین آمار به “طور میانگین از هر ۸ نفر حداقل ۰.۱ درصد اطلاعات درباره برنامه نویسی دارند و این موضوع این معنی رو نداره که از هر هشت نفر یعنی یک نفرشان برنامه نویس هستند، بلکه یعنی از هر ۸ نفر یک نفر پیدا میشه که اطلاعات شاید در حد دونستن متغیرها یا حتی اسم زبان‌های برنامه نویسی رو بداند.

و بارها شده که خودم به این موضوع فکر کردم که از هر هشت نفر شاید زیاد هم باشه، یعنی از هر پنج نفر این موضوع صدق میکنه. یادم هست حدوداً ۵ سال پیش که خیلی سال شلوغ و پر مشغله‌ای بود برام و شاید روزی ۹ تا مشتری هم می‌رفتم به صورت حضوری و کار می‌گرفتم، تقریباً میتونم به جرات بگم از هر ۳ تا مشتری که می‌رفتم یه نفرشون همون اول کار این جمله رو بهم می‌گفت که “من خودم برنامه نویس هستم. قبلاً هم کلی برنامه نویس زیر دست من کار می‌کردند اما الان شرایط جوری شده که اومدم مثلاً قالیشویی زدم” چندتا اصطلاح برنامه نویسی هم می‌گفت مثلاً اسم دو تا زبان برنامه نویسی رو هم نام می‌برد و کلی هم ادعا داشت که قبلاً از سازمان سی آی ای آمریکا هم دنبال استخدامش بودن.

سایت رو دست هرکسی نباید داد

آمار بعدی این هست که گفتم از هر ۱۹۲ پروژه طراحی سایت و نرم افزار که استارت میخوره تا دو سال بعد فقط یکیشون به فعالیت خودش ادامه میده و شاید این آمار به خارج از ایران به این شکل باشه. اما توی ایران این آمار به نظرم ترسناک‌تر هم هست.

و وقتی میگم ترسناک منظورم این هست “ببینید من تو زمینهٔ کامپیوتر دارم کار می‌کنم و شاید آگه یه شخص دیگه ای که در زمینه تعمیرات ماشین داره کار می کنه به آمار این چنینی تو کار خودش بربخوره اونوقت معنی ترسناک یکم عوض میشه. چون که مثلاً شخص میگه از هر ۲۰۰ تا ماشینی که خریداری میشه فقط یکیشون استفاده میشه. من به عنوان تعمیرکار نسبت مشتریانم ۱ به ۲۰۰ میشه “.

حالا تو زمینه کاری خودمون این آمار به این صورت است که من توی مجموعه خودمون در این سه سال بچه‌هایی که کار از پروژه و سایت و کارهای این چنینی رو به شکل پیمانی برای دیگران انجام می‌دهند، آماری که جمع کردم به این صورت بود که از هر ۱۰۰ پروژه که مجموعه طراحی سایت طراحی نرم افزار و ریز پروژه‌ها هستند، ازهر ۱۰۰ تا ۰.۳ درصد شون تا  بیشتر از ۶ ماه بعد به فعالیتشان به صورت مستمر و با برنامه‌ریزی درست ادامه می‌دهند.

در رابطه با همین آمار چند روز پیش یکی از دانشجوها تلفنی صحبت می‌کردیم بهم می‌گفت یه تعداد مشتری داره که اینها هر سال بهش زنگ میزنن یک سفارش پروژه یا سایت می‌دهند و بعد از دو سه ماه کلاً بی خیالش میشن و سال بعد دوباره همین داستان تکرار میشه البته من زیاد توجه نکردم چون واقعاً در طول این ۱۵ سال این موضوع داستان تکراری برام هست.

کارفرماهای نادان

از هر ۵ کارفرما فقط یک کارفرما میدونه دقیقاً سایت چه کاربردی داره. راجع به این موضوع می تونم بگم کارفرماها از سایت انتظار این را دارند که براشون بره نون بگیره لقمه کنه بزاره داخل دهان شون حتماً به این صفحه سر بزنید که در اون یک ویدئوی هوشمند وجود داره و از کارفرما هاتون بخواهد که این بین دو رو ببینم تا متوجه شوند که سایت دقیقاً چیه.

چند روز پیش داشتم با یک شخصی که سایت لازم داشت صحبت می‌کردم و ایده‌اش بود که محصول را تولید می‌کنم توهم سایت من را بچرخانم. به هر کسی که بلد باشه یه وبلاگ بزنه یه اکانت اینستاگرام بسازه و عکس نوشته با فتوشاپ درست کنه پیشنهاد میشه. آگه دنبال این هستیم که کارمند دیگران بشی و به صورت تمام وقت با یک حقوق نسبتاً بالا استخدام بشید خوبه که این پیشنهاد را قبول کنید اما آگه خودتون صاحب کسب و کار هستین و یا یک پروژه دارید تو ذهنتون و نمیخواید برید برای اون کار کنید، این پیشنهادات رو محترمانه رد کنید و نذارید که هم ارزش کارتون بیاد پایین و هم خودتون پیشه اون شخص بی ارزش بشین.

و هر چقدر شما موفق‌تر قدم بردارین دایره این پیشنهادات ها هم گسترده‌تر میشه. من تا یه مدتی این پروژه‌ها رو قبول می‌کردم و به بچه‌های آکادمی مون می‌سپردم اما توقعی که این شخص داره این هست که تو همون طور که کسب و کار خودت رو داری هندل می‌کنی بیای کارای اون شخص رو هم گردنت بندازی.

بنابراین از قبل همیشه یک جواب قاطعانه محترمانه آماده داشته باشیم که هر کسی پیشنهاد را داد بهش نگید حالا فکر می‌کنم به جواب میدم بیا برم یه بررسی بکنم ببینم چجوریه یا اینکه بگید باشه، بعداً خودتون فکر کنید دو دوتا چهارتا کنید ببینید که اصلاً این موضوع به نفع شما نیست.

دانشجوهای اسکل

از دانشجویان برنامه نویسی بین ۸ تا ۳۷ درصد شون به کار پوشاک مشغول می‌شوند و فکر کنم اگر شما توی دانشگاه رشته برنامه نویسی بخونید این موضوع را به چشم می‌بینید. جالبه که توی ایران هم همین طور هست البته اینو بگم وقتی ۲۰۰ نفر یک جا جمع میشن قطعاً بین ۸ تا ۳۷ نفرشون هم کار پوشاک انجام می‌دهند چون صنعتی هست که خیلی درامد داره، مخصوصاً توی ایران.

یادمه زمان دانشجوی همکلاسی داشتم خیلی بهم خیلی اصرار می‌کرد می‌گفت سرمایه‌گذاری کن من میرم از ترکیه لباس کیلویی وارد می‌کنم و توی اینجا با فروش هر  یک عدد لباس پول یک گونی درمیاد. یک پیشنهادی که برای همه دارنم این است که حتماً یه مدتی رو مثلاً سه هفته یا پنج ماه شش ماه یک جایی کار فروشندگی را انجام بدید. روش‌های خاصی داره کار ساده‌ای نیست و به شما خیلی کمک می کنه .

کارفرماهای خسیس

آخرین آمار که توی اینستاگرام هم نوشتم بدترین آمار این است که از هر پنج پروژه طراحی سایت و نرم افزار فقط دوتاشون مبلغ کامل رو به مجری پرداخت میکنه و توی همون پست هم قول دادم که بعداً راجع به موضوع مطلبی رو بگم که همینجا فکر می‌کنم جاش هست.

ببینید پروژه‌های طراحی سایت با نرم افزار به این شکل است که شخص اول ایده را از کارفرما می‌گیرد. کارفرما هم معمولاً شاید شما هم این مورد خیلی بر بخوریم میگن که ما الان می خوام یه پروژه کوچک را راه‌اندازی کنیم و آگه این بازدهی داشت بزرگترش کنیم و بعد هم خیلی ناله می‌کنند که پول ندارم به شما هم میگن برو استارتش رو بزن من ببینم چه جوری بالا میاد یا ظاهرش چطوری هست. و بعد پول را به شما پرداخت می‌کنم.

به عنوان پیش بقیه‌اش رو خوردخورد در روند پروژه به تو میدن. این داستان تکراری هست که تقریباً از هر سفارش چهار تاش همین سناریو پیش میره و از آنجایی که کارفرما هزینه‌ای نکرده و این مورد براش یک چیز لوکس و تفریحی هست از طرف دیگه در اولویت هاش هم نیست رسیدگی نمیکنه وقتی رسیدگی نکنه چه اتفاقی میافته پروژه درست پیش نمی‌ره وقتی پروژه درست پیش نره سودی هم نداره وقتی هم که سودی نباشه به مجری پولی تعلق نمیگیره و فقط مجری یک مدتی رو گرفتار میمونه و در آخر هم شاید کارفرما در برخی موارد که کم هم نیستند ادعا کنه که تقصیر مجری بوده که این ایده‌اش نابود شده لو رفته و تازه خسارت هم می خواد و در بهترین حالت همون مبلغ پیش رو میخواد پس بگیره.

بگذریم از این موضوع که مجری‌ها هم چون پول درست حسابی دریافت نکردند به اندازه کافی دل به کار نمی‌دهند و حق هم دارند یا چند روزی تلفنشان را خاموش می‌کنند یا هیچ شماره‌ای رو جواب نمی‌دهند.

 

 نتیجه گیری کلی

این موضوع رو باید بگم بهتون که شاید دیجی کالا و اسنپ تونستن مقداری در این زمینه کسب و کار اینترنتی فرهنگ‌سازی کند اما هنوز ما راه خیلی درازی رو در پیش داریم

 

مطالب مشابه

دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست